حسن پيرنيا ( مشير الدوله ) و عباس اقبال آشتيانى

مقدمه 223

تاريخ ايران از آغاز تا انقراض سلسله قاجاريه ( فارسى )

اكتفا نكرده شهربراز يكى از سرداران نامي ايران را با قشونى به طرف مصر فرستاد و او از كويرى كه بين شامات و مصر حائل است گذشته باسكندريّه كه شهر نامى تجارتى آن زمان بود درآمد ( 616 م . ) اين فتح سردار ايران‌باز اثر عجيبى در عالم آن روزى كرد زيرا قرونى بود كه مصر از تصرّف ايران خارج شده بود و شاهان ساسانى همواره مىخواستند حدود ايران را بحدود زمان هخامنشيها برسانند از طرف ديگر در 617 م . شاهين سردار نامى ديگر ايران از كاپادوكيّه گذشته ولايات آسياى صغير را يك بيك گرفت و به كالسدن « 1 » در نزديكى قسطنطنيّه رسيد در اينجا هرقل با سردار ايرانى ملاقاتى كرده بصلاح ديد او سفيرى نزد خسرو پرويز براى مذاكرات صلح فرستاد ولى مذاكرات به جائى نرسيد زيرا فتوحات خسرو او را مغرور و متكبّر كرده بود : خسرو نه فقط براى مذاكرات صلح حاضر نشد بلكه سفير را در محبس انداخته به قتل تهديدش نمود كه چرا هرقل را در غل و زنجير در پيش تخت او حاضر نكرده پس از آن كالسدن به زودى تسخير شد و ايران تقريبا بحدود زمان هخامنشىها رسيد ( 617 م . ) اوضاع بيزانس در اين وقت بسيار بد بود : چه ارمنستان روم و شهرها و قلاع رومى در بين النّهرين و تمام ممالك آسياى صغير و سوريّه و فلسطين و مصر مسخّر گرديده بود و خود قسطنطنيّه نيز از طرف ايران و ( آوار ) ها تهديد مىشد اينها مردمى بودند كه از طرف شمال بروم شرقى فشار داده ميخواستند از راه خشگى اين پاىتخت معظم را تصرّف كنند اوضاع بيزانس در اين زمان بقدرى بد بود كه هرقل در ابتداء مىخواست از پاىتخت فرار كرده به قرطاجنه رود و با اين مقصود خزانهء روم را از قسطنطنيّه حمل كرد « 2 » ولي روحانيّون و مردم مانع شدند و بالاخره او راضى شد بماند و خزائن و نفائس كليساها به مصرف تهيّه اردو هاى نظامى برسد .

--> ( 1 ) - CHALCEDOINE ( 2 ) - اين خزانه بدست سردار خسرو پرويز افتاد و موسوم به گنج بادآورد شد .